خاطرات كلثوم ننه ( به قلم نوه ي قند عسلش آقا جيليز )
يادم مياد اون قديم نديما يعني زمان پدر هاي پدربزرگامون حول و هوش دوران شاه شهيد لعنت الله عليه !!! وقتي اجدامون وقت زن گرفتنشون مي شد ماماناشون وقتي يه دختر خوب رو مي ديدن و مي خواستن شازده پسرشون رو دك كنن بره !!! اين طوري از يه دختر تعريف مي كردن ..:
1 - « ننه اين دختر ميرزا محمود خان رو ديدي؟؟؟ و ا ي نمي دوني چه دختريه ... دختر محجوب و با فهم و با كما لاتيه !!! خيلي نجيب و خيلي خانمه چه خانواده ي محترمي هستن پدرشم تو بازار حجره داره نه آفتاب ديده ننه ! نه مهتاب خوش به حال كسي كه دامادشون شه !»
حالا اگه با اين حر فا دل اجدادمون شل شد كه ديگه بادا بادا مبارك بادا !!! و اگه دلشون نلرزيد اين جملات پايين رو اضافه مي كنن !!؟ :
2 - «.... از هر انگشتش يه هنر مي ريزه دست پختشم كه خودم خوردم حرف نداره واااي ننه نمي دوني چه سفره اي مي چينه با يه قابلامه يه شهرو سير مي كنه ..... خياطيشم كه ديگه نگو ننه اين دامني كه الان پامه دختر ميرزا محمود خان دوخته ننه .... ببين چقدر قشنگه .... مرواريد دوزيشو ببين ....»
حالا اگه بازم با اين حرفا دل اجدادمون به تپش نيوفتاد آخرين حربه رو براي خر كردن و زن گرفتن گل پسرشون به كار مي بردن :
3 -« ننه وااااي بهت نگفتم چه ابرو هاي كموني داره چه گيسوان كمندي داره موهاي مجعدش به كمرش ميرسه پوستشم كه مثه برف سفيد ننه ... دستاشم اون قدر لطيفه كه به اطلسي مي ارزه گونه هاش مثله گل سرخه ..... ننه چشماي درشتشم مشكيه دله هر كسي رو مي بره ...!!!!»
حالا بعد از اين مرحله ي سوم اجداد ما هم كه چشمو گوش بسته بودن و جز يه چادرو يه پارچه كه رو صورته دخترا بود و بهش مي گفتن پوشيه چيز ديگه اي از دخترا نديده بودن يهو دلشون ميرزيه پايين و چشماشون وا مي شه و مخشون هنگ مي كنه و سيگنال مورد نظر موجود نمي باشد مي شن و ميرن رو دختر ميرزا محمود خان اسم ميزارن تا مقدمات و تشريفات عروسيو آماده كنن برن زير يه سقف زندگي كنن !!!! البته اگه كسي تو دله اجدادمون نباشه و سرشون قبل از اين نجنبيده باشه!!!!
خب حالا فكر مي كنين الان چه جوري شده؟ الان چند مرحله ست ؟؟؟ يا اين سه مرحله چه فرقي كرده ؟ خب مي گم :
مرحله سوم كه فراوونه يعني ديگه چشمو دله همه سير شده !!!! اين قدر تو خيابون ديدن كه حد نداره تو اينتر نتم كه فت و فراوونه .....از همه رقماش .... يا به قول معروف رنگ و وارنگه شهره فرنگه از همه رنگه ... جدا كن سوا كن .....!!!؟؟؟ كافيه يه سايت فقط باز كني و عكس يه دختر تاپ مد روز آرايش كرده رو بزاري رو صفحه ي دسک تاپ كامپيوتر و صبح تا شب در مدح تماشاي اون عكس غور غور كني و بگي از من به قلم ، قلم ز قوري تو عشق مني گوگولي مگولي !!!! امروزه هم كه دخترا با آرايش هايي ميان بيرون كه زشت ترين افراد رو مثه ماه مي كنه و صد البته بر عكس هم ميشه ( به دليل كمبود استعداد كافي !!) !! دماغت كجه؟ آره؟ اشكال نداره يه دكتره خوب سراغ دارم دماغتو مي كنه مثه قلم ميرزا محمود خان !!!
مرحله دوم هم كه الان روزگار شده حرفهاي فنيستي:
« كه چه معني داره زن تو خونه كار كنه ؟؟؟ زنها نبايد تو خونه دست به سياه و سفيد بزنن و اگه مردا لباس مي خوان برن از مغازه بگيرن يا بگن مامانشون بدوزه ...(تا صبح تا شب هم بگم شورتت مامان دوزه؟ ! ) به ما دختر ها چه؟؟؟ ما بايد بريم سر كار رو كار كنيم پول در آريم تازه مردا هم وظيفشونه كه بهمون پول بدن .... نازمونو بكشن .... حق هم ندارن از گل به ما كمتر بگن اگه غذا مي خوان زنگ بزنن رستوران براشون بياره ...... آشپز اختصاصي استخدام نكردن كه ..... واسه بچه هاشون برن پرستار بگيرن كي حوصله داره ونگ بچه ها رو جمع كنه ؟؟ ....»
البته بگم اين حرف هاي فمنيستي بود يعني ماله اوناي كه فمينسم هستن نه همه دخترها (اين جمله رو واسه حفظ جونم اضافه كردم !!! ) در كل به هر حال مثه قبل نيست ..
حالا مي رسيم به مرحله اول .... نجيب ، با كمالات « فهيم» ، محجوب ، از يه خانواده ي محترم ... اين دخترا چي؟؟ اين ها هم عوض شدن ؟؟؟
من منتظرم شما ها بهم بگين ....
البته پسرها هم عوض شدن ولي به خاطر عدم تامين جاني از سوي هم نوعان !! سكوت ميكنم..!!
