هنوز اسمی نداره .. هر کی مایله پیشنهاد اسم رو بده ...
بی صبرانه منتظر اشکال های رمانم هستم .. امروز فصل اول .. رو نوشتم و همین امروز هم آپ می کنم ..
..........................................................................................
فصل اول 
- :چرا جلوی ماه وایستادی برو کنار ..
- بله؟
- : با تو هستم .... برو کنار ...مگه نمی بینی که ماه داره منو نگاه می کنه ....!
نتونستم خوب چهره اش رو ببینم ... روی صورتش سایه افتاده بود. سایه ی ماه ... رفتم کنار ... به خودم گفتم این وقت شب توی این هوای مه گرفته ... این طفل اینجا چی کار می کنه ... ؟؟؟
صورتش رو به سمت آسمان کشیده بود .. و چشمانش را آرام بسته بود ... لبخند عجیبی در صورتش موج می زد و احساس رضایتش را می شد از دور حس کرد .. به مانند فردی حمام آفتاب میگیرد ......!

گفتم :
چرا چشماتو بستی ؟ ماه به این قشنگی رو نمی خوای نگاه کنی ؟؟؟
گفت :
نگاه کنم؟ .. آخه چرا من باید نگاه کنم ..؟ ماه داره به من نگاه می کنه … !
گفتم :
آخه چطوری ماه بهتو نگاه می کنه ... الان که دیگه رفته پشت ابر ...
ماه دیگه کاملا پشت ابر رفته بود .. . و هوا تاریک تاریک شده بود ... و خیلی سرد .. با اینکه یه پالتو تنم بود و دستام توی جیب های پالتو بود باز هم سردم بود .. هر نفس و هر دمم با بخار میامد بیرون برام خیلی عجیب بود تازه هوا یه خورده گرم شده بود که باز سرد شد ... ... بی اختیار کنار طفل نشستم
با خودم گفتم:
نمی دونم این هوای لعنتی کی می خواد بغضش رو پاره کنه
دریافت "§§§ خران ماهور...§§§" ... ۷۲۵ کیلو بايت (رایت کلیک کنید سپس گزینه ی Save as target را بزنين)
(ترافیک سرور سایت زیاد است اگر نتوانستین دانلود کنین یا عکس ها رو ندیدین ۱ ساعت بعد تشریف بیاورید ..)
......................................................
..................
...
هر کسی که به وبلاگ بنده لینک داده بفرماید تا بنده نیز به ایشان لینک بدهم ..
...............................................
براي اطلاع از به روز شدن وبلاگ در ... در خبر نامه عضو شويد