تبليغاتX
§ جیلیز و ویلیز §

هو الحقسیمای ازلیت در نهایت ابدیت ... یاد واره ای از سوزش ناله شمع را به اذهان بی وجودش می کشاند و بیان می داشت که آری زندگی جز سوختن چیزی نیست ...

یکی گفت .. سوختن نه گداختن ...

 گفتم چه فرقی میکند ..

 گفت سوختن تمام شدن است و گداختن از شکلی بی شکل شدن و به شکل دگر در آمدن ...

گفتم به چه شکلی در آمدن ..؟

 گفت به شکل محبوب شدن همان که می خواهد همان شکل شویم ... و در آنچه در آن است جاي گيريم..

گفتم شعور ش داشته باشيم و شورش را ... شايد توانستيم  در این شور ش ، از بیان شیرین شرابش شربه ای نوشیم و به تشعشعی از شمع رسيم  تا در آن است انچه در انست قراري گيريم...

وحال اگر نه شورش را داشته باشم و نه شعورش را چه ؟

گفت: خودش در  به بی شکلان و بد شکلان شکل می دهد .....

گفتم چگونه ...؟

گفت سرای ایست پس از این که دوزخ بخوانندش که ذوب می کنند تا دوباره آن جان بد شکل .... ، شکلی نکو گیرد ....

گفتم : چه حکمی بر سوختن و گداختن است ؟ که باید از ازلیت بر ابدیتی رخ بنماييم تا که بسوزيم یا نه ... بگدازيم یا نه ..؟

گفت وفتی  جلوه ی از از آن تشعشع شمع را می ساختی حرفت این نبود !

چه شد که حال نورت برفته است به استغاثه و و ((ما نحن به وجود )) آمده ای ؟

گفتم : نمی دانستم برای چه می سوزم .. پس می سوختم و فخر می فروشیدم و مخمور جام الست بر وعده اي كه برم داده شده بود خدگ مي كردم و طمع موجوديتم را برداشته بود  ...

گفت : تو خود بهتر می دانستی چه خواهي كرد و که از چه و بر كه می سوزی .. ولیکن لب بر نتافتي و در ابهت آن نور که جهان را فراخوانش کرده بودی به استیصال گذارده بودی ... و گذری هر چند کم .. شکری بروی ناز بجا ي می آوردی ...

گفتم ... اکنون چه کنم ؟

 نه تاب سوزش دارم نه تاب گداز ....

گفت تسلیم شو ...

+ نوشته شده در 85/04/29ساعت 19:44 توسط حسين خوش بيان |

 

  دریافت   "مفلحون " ...۳۵۷ kb (رایت کلیک کنید سپس گزینه ی Save as target را بزنين)  

......................................................

مفلحون

پي نوشت : آهنگ بداهه است ... مي دونم كامل نيست .. ولي از آب گذشته است ....

+ نوشته شده در 85/04/27ساعت 21:50 توسط حسين خوش بيان |

در 14 تير هزار سيصد و هشتاد و چهار  مصادف با  روز قلم  ،  وبلاگ جيليز متولد شد .

چرا جيليز ؟؟؟

اين سواليه كه همه تقريبا مي پرسن ... اولش قرار بود كه فقط طنز بنويسم و معقوله ي عرفان رو با طنز آميخته كنم ... بنار بر اين  از سو ز و گداز يه شمع تعبيير گرفتن كه سوزش شد همون جيليز و گدازش شد ويليز ... !

ولي  علت ديگه اي هم داشت ! اينكه در دنياي فراموشي ها يعني وب ! بايد اسمهايي رو انتخاب كرد كه از ويژگي جذابيت بر خوردار باشه در يك كلام اسمي كه پر مخاطب باشه .. چون انسان بر روي  وب حرفها و كار هاش رو قرار ميده  براي ديگرون نه !! براي خودش ! منم داستانك هام رو از دفترچه ي شلخته ي حرف هاي دلم آوردم اينجا .... هدف من پيشرفت در كارم بود در قلمم در فكرم در راهم .. براي همين تصميم گرفتم كه حرفهام رو جز خودم كسي ديگری بشنوه تا بفهمم اشکالام کجاست ... وقتي به گذشته نگاه مي كنم مي بينم كه گرچه پستي ها و بلندي هايي توي كارم داشتم ولي در آخر موفق شدم و تونستم در كارم  .. در نوشته هام ... در ساخته هام ..(هر چند كم ) پيشرفت داشته باشم .

راستش رو بخوايين من با وبلاگ ميونه خوبي ندارم ! از همين وبلاگ بود كه دو بار زندگيم تا آخر رفت و برگشت .... ( اونايي كه با ما بودن  يادشونه ! ) از همين وبلاگ بود كه داشتم مشروط مي شدم !!!

ولي باز هم اعتياد شرط اول حركته !!!!!!

یك ماهي نيستم امتحان هاي ما با 2 هفته تاخير شروع ميشه براي همين امروز آپ كردم و تولد وبلاگ رو با اولین کار استریو جشن می گیرم ( اميد وارم اين اوليت آخري بار باشه چون واقعا پير شدم سر ساختش ! ) ! البته منتظر کادوهای شما من که ! ولی وبلاگم هست ...

 

  دریافت (( به یاد فرهاد ...))  ۱.۴۲ مگا بايت  (رایت کلیک کنید سپس گزینه ی Save as target را بزنين)

......................................................

§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§

دكلمه هاي من به ترتيب علاقه ي  جمعيت ! ( 653 نفر مختلف)

 دكلمه هاي من به ترتيب علاقه ي خواص ( افرادي كه دكلمه هاي من را نقد كردند ...) (43 نفر مختلف)

 دكلمه هاي من به ترتيب علاقه ي خودم

ناقوس هاي بچگي ...

پشت هيچستان ...

پنجه در خاك ...

يه توپ دارم قلقليه

(!! Neusha Feat Jiliz !! )

پنجه در خاك ...

پشت هيچستان ...

پشت هيچستان ...

ناقوس هاي بچگي ...

حكمت غربت ... ( آواز )

داستانك نيوشا كوچولو...

صبر ولايت ...

انتظار... (در قسمت وسط )

مرو اي دوست ...

آواي سكوت (سولو ) (جز ء آخر)

دهر ...

انتظار... (در قسمت وسط )

مرو اي دوست ...

ناقوس هاي بچگي ...

داستانك ما ( اولين دكلمه من )

دهر ...

صبر ولايت ...

يادت مياد ؟ ...

الرحمن ...

داستانك ما ( اولين دكلمه من )

اي زندگي بزن بغل پياده شيم...

من بودم و آب و سوزندگي...

الرحمن ...

دهر ...

انتظار... (در قسمت وسط )

من بودم و آب و سوزندگي...

الرحمن ...

حكمت غربت ... ( آواز )

يه توپ دارم قلقليه

(!! Neusha Feat Jiliz !! )

من بودم و آب و سوزندگي...

يادت مياد ؟ ...

داستانك نيوشا كوچولو...

صبر ولايت ...

هفت سين ...

آواي سكوت (سولو ) (جز ء آخر)

تپش قلب ...

داستانك ما ( اولين دكلمه من )

بشنو اين ني ( آواز )

پنجه در خاك ...

يه توپ دارم قلقليه

(!! Neusha Feat Jiliz !! )

مرو اي دوست ...

تار( سولو )

داستانك نيوشا كوچولو...

هفت ۷  سين ...                          

هفت سين ...

لبش مي بوسم (آواز )

يادت مياد ؟ ...

لبش مي بوسم (آواز )

بشنو اين ني ( آواز )

اي زندگي بزن بغل پياده شيم...

بشنو اين ني ( آواز )

اي زندگي بزن بغل پياده شيم...

تپش قلب ...

حكمت غربت ... ( آواز )

تپش قلب ...

تار( سولو )

تار( سولو )

تار( سولو )

لبش مي بوسم (آواز )

  (((افراد مورد  شرکت کننده در این نظر سنجی به طور تصادفی در بخش عمومی آن در چت های یاهو و پال تالک و ام اس ان و وبلاگ ها طی ۱ سال جمع آوری شده است در بخش خصوصی از افراد آشنا و نقد کننده در محیط زندگی دانشگاه و وبلاگ های تخصصی انتخاب شده اند که هر فرد حد اقل ۷ دکلمه را از قبل شنیده  و آنها را به ترتیب ذکر کرده است . )))

....................................................................................................................................

+ نوشته شده در 85/04/02ساعت 0:54 توسط حسين خوش بيان |