تبليغاتX
§ جیلیز و ویلیز §
مرگ ...

در تلاطم وحشت شبانه ...

 ...... دریافت دکلمه پنجه در خاک ... ۶۰۰ kb (رایت کلیک کنید سپس گزینه ی Save as target را بزنين )

......................................................

....پنجه در خاك....

+ نوشته شده در 85/01/24ساعت 23:12 توسط حسين خوش بيان |

نتونستم دوام بيارم !!! شايد بگين ديونه ام هي ميرم و بر ميگردم بايد بگم آره !!!! منم موافقم ! آفرينش رو گوش كنين ضرر نداره !  

................. دریافت آفرينش ۵۳۰ kb (رایت کلیک کنید سپس گزینه ی Save as target را بزنين )

......................................................

+ نوشته شده در 85/01/20ساعت 23:46 توسط حسين خوش بيان |

................. دریافت سولو خوانده شده 1۲05 kb (رایت کلیک کنید سپس گزینه ی Save as target را بزنين )

......................................................

داستانک !

در افق سيماي دلهره آميز ترس نمايان گشته بود .... عنصري كه از ياد و يادگار ...  به دور است و تنها واژه ي كه ياد آور مرگ  ......

در اين نهان خانه ي دل نا گه .. سپيدي ظاهر گشت كه سحر مي ناميدندش  با تمام وقار هميشگي اش و سر ماي متبوعش .... سحر .....  ميعاد رب المربوب را به تذكره  در آورد ...

قيام كردم از هر چه سياهي است به سپيد ترين سپيد ي ها .. و مثل هميشه خسته ...

 نشده بود تا به حال يك بار به شادابي از جاي بر خيزم ...و نكند دليل اين همه سر شكستگي ام همين باشد ..... طهارت جسم جستم  ... و آب پاك و پاك كننده را بر روي شريان هاي هستيم پاشيدم ... پار چه  اي را باز كردم كه هويتش را سجاده ناميده اند ... و خاكي كه هويتش را مهر ....

ايستادم .... طالب قربش شده ... و طالب طهارت روحش ... و گفتم ... الله اكبر ....

 

           مشهد الرضا ...

 

 

 §§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§

 

 

نمي دونم شايد خسته شده باشم .. ولي مسئله اينه كه هر چه ترم ميگذره درس هام تخصصي تر ميشه و من خسته تر ...بهتره  يه چند ماهي نباشم ... براي شما به عنوان يادگاري دكلمه هام و داستانك هام رو مي گذارم ... اميد وارم توانسته باشم در دكلمه هام و داستانك هام  رسم زندگي را كه خودم كمتر آموخته ام ! را گفته باشم ....

گرچه مي دانم در اين دنياي مجازي كه دنياهايش دنيايي نیست و حضور هاي حضوري نيست ... و ياد هايش يادي  و يادگاري نیست  مي دانم كه چند وقت نباشم فراموش ميشم و از ياد ها خواهم رفت به مانند همه ي آنهايي كه مدتي بودند و رفتند و حتي يادشان را نيز با خودشان بردند  ...

تا يا علي اي ديگر ....

 يا حق ...

 

+ نوشته شده در 85/01/16ساعت 20:48 توسط حسين خوش بيان |