دوستان عزیز ! براي شما چهار عیدی ناقابل دارم اولی یک کار سرگرم کننده به نام یه توپ دارم قلقلیه ... به همراه شعر اجرا شده ی تنبل همیشه خوابه با اجرای نیوشا !!!
یک داستانک با نام یا حق
یک دکلمه با عنوان انتظار
و یک آهنگ ساخته ی خودم با نام آوای سکوت (اساتید گرامی شرمنده که زیاد برای اجراش خرابکاری شده مخصوصا دقایق آخر ..ولی واقعا اجرای لنگ بسیار سخت است )
§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§
دریافت يه توپ دارم قلقله با تنبل هميشه خوابه۶۵۰ kb (رایت کلیک کنید سپس گزینه ی Save as target را بزنين )......................................................
§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§
يا حق
لبخند عجيبي در نگاهش بود ... ولي ...
لبخندي در صورت چين خورده ش نديدم ...
بساطش به مانند هميشه شلوغ بود ولي منظم و مرتب ...
با چه دقتي وسايل در كنار هم آرايش يافته بودند ...
تسبيح ... كتاب هاي دعا ...فيروزه هاي چشم به قربان ! و ... فال حافظ ...
يادم مياد چند سال پيش .. فقط همين فال بود كه در دست پيرمرد بود ...
وقتي فالي مي خريدي و مي گفتي چقدر شد؟
مي گفت: هرچقدر راضي باشي ...
.....
درويش هميشه مي خنديد .... دستانم را به موقع رفتن چه سفت فشار مي داد و مي گفت هميشه دعايت مي كنم ...
...
خيلي وقت نيست كه فهميدم درويش قصه ي ما سيد است ... و صدقه بر سيد ها حرام ... و
اكنون بوي خضراي كه از چهره و وجودش بر مي خواست را بي مهابا درمي يافتم...
هوا سردو گرم مي شد ولي پيرمرد نه ...هميشه يك جور بود .. گرم..
با گرماي هوا راحت مي ساخت و با سرمايش قوطي حلبي بود كه درونش آتش بود و پتويي كه بدور پاهايش مي بست ولي گرماي وجودش از جاي ديگر ....
سيد هنوز هم همان جاست ...هر وقت نيست .. حضورش را همه جا حس ميكنم و جاي خالي نديدنش را ...
اين سيد....
درويش بود ... درويشي بي كشكول... درويشي بي تبرزين ...
آري او درويش بود ولي درويشي نه با ذكر ياهو و يا علي ....
درويشي بود با ذكر ((يا حق)) ...
......................................................
§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§
دريافت سولوي آواي سكوت 1258 kb (رایت کلیک کنید سپس گزینه ی Save as target را بزنين )......................................................
......................................................
زمستان با تمام سرمايش … مي فهماند كه هرچه بيرون سرد تر و سردتر باشد ….اين خانه و درون دل ماست است كه بايست گرم تر گرم تر شود …. يك درسي ساده از زندگي … وحرفي از عشق و حرارتش …مهم نيست كه برون آدمي كيست و چيست … مهم درون خانه و درون آدمي است كه چيست و كيست…..
….بذارين صاد هم جزو سين ما شه تا هفت سين مون سبز تر و رنگين تر بشه
سين ………اول سلام كه سلامتي است شرط اول عشق است …
سين دوم …….صداقت .. كه طراوت قلب آدميست و شرط دوم عشق است …
سين سوم…….. صميميت كه محبت را سرشار است و شرط سوم عشق است …
سين چهارم………. سادگي كه بهانه اي تپش قلب عاشق است و شرط چهارم عشق است.
سين پجم…….. صبر كه صلابت ايثار است و شرط پنجم عشق است .
سين ششم صفا……. كه عيش و مستي است در غرق مشكلات و شرط ششم عشق.
و سين هفتم سبزي …… و سبزي هميشگي مقدمي هر بهاري است بهار دل وبهار جان … وشرط آخر و سر آمد هر عشق است .

..................... دریافت آهنگ اجرا شده 1005 kb (رایت کلیک کنید سپس گزینه ی Save as target را بزنين )
با تشكر فراوان از مرد فضايي به خاطر فضايي كه براي فايل در اختيارم گذاشت
......................................................
برق عجيبي در چشمانش بود .. كنارم نشست و دستش را روي شانه ام گذاشت و گفت آقا التماس دعا ! جا خوردم ... گفتم محتاجيم به دعا ..!
ريش داشتن هم عالم عجيبيه ها !!! البته به زمان و مكان خودش هم مربوط ميشه اگه ريش بذاري رو بري توي امام زاده اي چيزي همه بهت التماس دعا دارن !! حالا بري توي وليعصر توي يه بوتيك شيك با همون ريش فكر مي كنن كه اطلاعاتي هستي و همچنين تكريمت مي كنن كه حد نداره بعضي ها هم خيالي واسشون نيست ازهر آدم ديگه كمتر تحويل مي گيرن انگار كه با يه آدمي طرف شدن كه تا حالا توي عمرش حموم نديده ! همچنين آدم رو با تمسخر نگاه مي كنن كه نگو .... معمولا انسانهاي اطراف به آدم ريشو بيشتر اعتماد دارن چون ظاهر چهره رو متدين مي كنه و كسي كه زاهدانه زندگي ميكنه و دين عيب هاشو برطرف كرده دست قضا اينكه دينبا ريش معمولا عيب هاي همچين افرادي رو مي پوشونه نه اينكه برطرف كرده باشه ... بعضي ها هم از آدم هاي ريشو بد مي ترسن و سعي مي كنن كمتر ارتباط داشته باشن مخصوصا از منه پشمالو كه با ابروهاي پيوسته و اخموم با كمترين شكستگي روي پيشونيم تبديل ميشم به يه كينگ كونگ عصباني ! كه راه به راه عربده ميشكه و به اينون اون حمله مي كنه !
برداشت دوم :
تيپ مردونه با صورت سه تيغه كرده و ريش پروفسوري عينك مهندسي پالتو پوشيده يه جوراي هاي كلاس ! برخورد مردم با اين آدم هميشه محترم آميزه توي ادارجات سريعتر كارت رو ره مي اندازن ديگرون مودبانه باهات صحبت كمي كنن و براي فحش اددن به ديگرون كافيه كمي بهشون زل بزني اينجاس كه طرف مقابل خجالت مي كشه و دست از كارش بر ميداره ... معمولا اگه مسجد با اين تيپ بري همه نگات مي كنن و براشون عجيبه كه يه نفر با همچين تيپي و ريشي به مسجد اومده ! معمولا بين مردم يه آدم روشن فكر و با اطلاعات علمي شمرده ميشه و حتي مردم بيشتر ازش آدرس مي پرسن !! و وقتي حرف ميزنه اغلب همه به حرفهاش گوش ميدن !
خودمونيما 50 گرم كرك و پشم چي كارهايي كه نمي كنه !!!!!


......................................................
مي دونم كه جيليز همين يه ذره ارزش هم كه داشت با كار احمقانه اي كه مي خواست بكنه از چشم همه افتاد ولي نصف بيشترش تقصير من نبدو چون اون پي ام رو من نفرستادم ... شَـــتـــلــــق !! ........ آي ! حالا چرا مي زنين ؟ باشه همش تقصير خودمه ... از همه عذر مي خوام و اميد به بخشش بزرگواران دارم !!! (پاچه خواري رو داشتين ؟ )
مي دونم كه خيلي ها دوست دارن الان منو خفه كنن ! ولي خواهشا اونهاي كه اين احساس رو نسبت به من دارن و يه حس چراي گنده توي مغز گندشون شكل يافته كخ جيليز چش بود كه ديونه شد يا بهتر بگم ديونه تر شد ! ادامه ي مطلب رو كامل بخونن .... راستش اول م خواستم داستانك بشه ولي يه آش شلم شور بايي شده كه فكر نميكنم كسي بتونه اين همه چرتو پرتو يه بند بالا بكشه ...
توجه !!!!!! توجه!!!!!!
اگه نسبت به ايمانشون شك دارن و يا اينكه مطمئن به قلب نيستند مطلب زير رو هرگز نخونن چون جز درد سر چيزي براشون نداره ....